س.ع.ح.خ

ما پاییز‌و بهارمون کجا بود ،به چشم ما این ابر که میباره دلش پره!

فقط توی این خیابون برگای پاییزی افتخار دادن روی مرکبمون بشینن،که اگر نبود این کوچه و صاحبش، ما رو خیلی وقت بود زمستون با خودش برده بود...راست میگم به مولا ! میگی نه نیگا کن به یمن!یتیمی بد دردیه ...

دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان