این پا شکسته را به کجا میتوان رساند؟؟

همسرجان راضی نمیشه من و فسقل خان هم بریم پیاده روی اربعین و این موضوع بحث چالشی روزهای اخیر ما شده ،البته بحثمون خیلی روون و ملو و بی سر و صدا و فرسایشی و خسته کننده ست!طوری که انگار من مدام دارم یک جمله رو تکرار میکنم و همسر متوجه نمیشه و همسر هم مدام یک جمله رو تکرار میکنه و من متوجه نمیشم!البته من دست به تهدید و اینا هم زدم اما فعلا که کارساز نبود:/

شما هم وقتی مدت ها چیزی رو باور داشتید بعد یهو ی چیزی خلافش میشنوید یهو احساس تهی بودن میکنید و به همه باورتون مشکوک میشید!...انگار روحم تصادف کرده،همین قدر زخم و زیلی و داغون...

دل و دماغ وبلاگ نویسی ندارم همینارو هم به اصرار تعلقاتم به نوشتن مینویسم...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان