اقتضائات مبارزه با سرمایه داری

هوای خنک و مطبوعش تازه داشت جسممو رد میکرد و به روحم میرسید که قرار شد  برگردیم ،۱۰۰۰کیلومتر فاصله بود بین سرویس و ورودی و مسجد، تو همین فاصله ی ورودی-سرویس-مسجد  به صورت فسقل خان هی آب میزدیم که گرمازده نشه ،نهایتا هم هوا انقد گرم بود که وقتی سوار ماشین شدیم دست فسقل خان به محض برخورد با دسته ی کریرش سوخت و کمی هم تاول زد...نیم ساعت هم مسجد نبودیم!

برای خرید سوهان و خوندن نماز وارد فرعی یکی از مجتمع های خدماتی بین راه شدیم،که ظاهرا با اون عظمت برای ی نفر بود و سرمایه داری طور!نماز خونه و سرویس و محل تعویض کودک همه در یک فضای اختصاصی سر پوشیده بود با طراحی زیبا و دمای مناسب!تقریبا دو ساعت اونجا بودیم!

درسته که اساسا دین برای نفس زحماتی تدارک دیده که قوی بشه...اما خب کمی دقت در معماری و توجه به ضمیر شیرازی آدمها چیزی از دین کم نمیکنه خداییش!

هنوز دارم غصه میخورم که کاش یکم بیشتر مونده بودیم جمکران...

 پ.ن : حدیث هم داریم که پیامبر فرمودن وضوخانه ها رو جلوی درب مساجد بسازید!میفهمم که جمعیت انبوه ورود و خروج به اماکن مقدس امکان کمتر کردن خیلی از این فاصله ها رو تحت تاثیر قرار داده اما خب معماری یعنی حل کردن همین چالش ها دیگه برادر من!

پ.ن:ی استادی داشتیم میگفتن موقع طراحی پلان باید برای شیرازیا طراحی کنید!قضیه ی حمار و اینا...

پ.ن:چقد با کد مینویسم!من ف شو میگم دیگه!شما خودتون...

دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان