با منه؟!

اولین بار کلمه ی تجردو تو داستان هاشم حداد شنیدم که مادرزنش بهش توهین میکرد واون انقدر صبوری کرد که یک آنی پرده ها از جلوی چشمش کنار رفت و در عالم تجرد دید که روحش از جسمش تجرد پیدا کرده و ناسزاهای مادرزن به جسمش میخوره و کاری به روح ش نداره...

خلاصه که به خودمون نگیریم:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان