من به خال لبت ای دوست گرفتار نمیشم چرا ای دوست؟

حضرت علی جایی می فرمایند اگر خصلت خوبی در برادرت دیدی که شگفت زده ات کرد منتظر ویژگی های خوب دیگه ای هم باش...

حالا من تعمیم ش دادم به خصلت های بد شگفت انگیز و کار دست خودم دادم

مثلا ی بنده خدایی که داشتم کم کم بهش اعتماد میکردم گفت این خانومایی که شیک و مجلسی چادر میپوشن و عکس میزارن تو پروفایل دارن تبلیغ حجاب میکنن و خیلی ام خوبه و فلان...کلهم این آدم از چشمم افتاد...یعنی متحیر تحلیلش شدم و پیش بینی کردم که لابد تحلیلای شاذ دیگه ای هم داره...(این تحلیل مثل اینه که یک شیعه برای تبلیغ اسلام پیش سنی ها بگه حالا که سنی ها دستاشونو در نماز از جلو بهم گره میدن ما از پشت گره بدیم که بگیم کار اونا غلطه!)

یا مثلا آدمی که خدای معاد شناسیه اما در مورد فلان جنس ایرانی میگه جنسش خوب نیست اسرائیلی شو گرفتم...

و و و ...

نمیگم من از این خصلتای بد ندارم میگم دلم یک نفر مطلق میخواد که تخته گاز بهش اعتماد کنم ،به حرفاش به رفتارش...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان