4:12بامداد

مشکل اصلی م اینه که تا آخرین روز و لحظه ی بارداری احساس میکردم دختربچه ام و ناگهان بعد از تولد نوزادم  احساس زن بودن و مادر بودن رو یکجا دریافت کردم...یعنی احساسی رو که طی چند سال زندگی دو نفره باید پیدا میکردم و هضم ش میکردم...

 تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزار ساله برخاستم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان