تو را ندیده ام و احساس میکنم زیبایی جهان در گوشه ای متوقف شده...

از الان برای بچم کتاب داستان خریدم ، هرچند خواهرزاده ی چهارماهم بهم نشون داده بچه تو این سن به کتاب مثل ببعی نگاه میکنه و مدام یورش میبره که کتابو بخوره!...اما خب بهترین کتاب بازها هم نهایتا به این آرزو میرسن که کاش میشد بعضی کتابارو خورد :))

اما اون کتابی که خیلی دوست دارم زودتر شروع کنم برای بچم بخونم تذکره الاولیاست...کتابای عرفان نظرآهاری هم...امیدوارم نپوکونم بچه رو...

دارم میمیرم از چشم انتظاری ِ دیدنش...و کبود کردن دست و پاش و خون مرده کردن لوپاش...هعی

دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان