در زیر سایه مژه ات خوابم آرزوست!

من هیچ وقت آدم گوشی دست گرفتن و قل خوردن تو شبکه ها و کانالا نبودم ،حتی خیلی از دوستانمو بی رحمانه به خاطر نداشتن تلگرام و اینستاگرام و این مزخرفات از دست دادم اما قطعا چیزای بهتری به دست آوردم که راضی ام...با اونایی که میدونن دارن پول میریزن تو جیب اسرائیل اما زورشون به خودشون نمیرسه کاری ندارم، بیچاره اونایی که فکر میکنن دارن تو تل و اینستا و این مزخرفات فعالیت فرهنگی میکنن!


-آقایون غیرتو مثل حسادت درون خودشون حس میکنن یا به وجودش میارن؟

-حس میکنن

-مثلا چه وقتایی؟

-مثلا وقتی کسی بهت میگه تو!...

مثل اون روزی که یهو از انتشاراتی اومد بیرون و من هاج و واج با اصرار میپرسیدم چی شده و با غصه گفت بهت میگه تو!...


استرس لحظه های آخر شروع شده از به هوش بودن و دیدن همه چیز ی جور میترسم و از بی هوش بودن و ندیدن ی جور...


سیسمونی تقریبا تموم شده...


وقتی میخواید از کسی انتقاد کنید یهو همه ی کاراشو زیر سوال نبرید چه بسا انقد از خودش ناامید بشه که انگیزه ای برای اصلاح براش نمونه...دونه دونه ،با فاصله ،لای چهارتا تعریف و درکت میکنم بگید...اگر براتون مهمه که موثر باشه اگر نه که میتونید هرجور خواستید بشوریدش بزارید کنار و همه ی خوبیاشو ندیده بگیرید...دیابتی آ زخم رو تنشون دیر خوب میشه...یهو دیدی زخمو با جاش قطع کردن انقد که خوب نشد و بزرگ و بزرگ تر شد...من روحم دیابت داره انگار... 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان