ولش کن بره رئیس!

      مثلاً دلم میخواست میرفتم به چشماش زل میزدم و به جای همه ی دلم تنگت شده ها و دوستت دارم ها و چقدر وقته که ندیدمت و نشنیدمت ها بهش ناسزا بدم و هرچی بلد هستم و نیستم حواله ش کنم و آخرشم بگم لعنتی بد قلق...    

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان