میفهمم که اولی هیجانش بیشتره...

 

 

 

  

  

 اینکه به خاطر عشقت به یک نفر بسنده کنی برام جالب تر از این بود که به خاطر گناه نکردن بسنده کنی...حتی ناراحت شدم از فهمیدن اینکه خیلی از آدمهایی که میشناسم،امروز ِ ماجرا به دومی دچارترند تا اولی...اما بعد دیدم مگه آدما برای کی و به عشق کی گناه نمیکنن؟بعد احساس کردم عشقی که معشوقه اش خدا باشه خیلی دیرپاتر و قابل اعتمادتر از عشقیه که معشوقه اش هر کی جز خدا باشه...لذا انقد دنبال این نباشیم که ما رو به خاطر خودمون دوست داشته باشن به خاطر خدا دوست داشته باشن قابل اعتماد تره...

 

  

 

  

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان