خارج از چارچوب

 

 

 

-بین اون دسته آدمایی که چارچوب دارن قرار میگیرم...اما این ویژگی م گمونم منحصر به فرد باشه که وقتی ناراحت یا عصبانی ام اول از همه چارچوبای خودمو میشکونم...درد بزرگیه...هر بی قیدی ام تو شرایط نرمال ی چیزایی رو رعایت میکنه...

-مادری هستم که نه تنها به خودم رحم نمیکنم به اون طفل معصومم رحم نمیکنم و از صبه فقط ی لیوان شیر و ی تیکه کیک شدیدا کاکائویی و ی فنجون نسکافه خوردم...

-نمیفهمم چرا به جای مستقل تر شدن عمیقا مامانی تر شدم...

 

 

 

 

 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان