بی تو چه سازم

یکی از معضلاتمم اینه که هر وقت می خوام توقعاتمو از کسی کم کنم محبتمم نسبت بهش  کم میشه آخه اصلا هر وقت نسبت به کسی محبت خاصی پیدا میکنم و جور دیگه ای دوسش  دارم توقعاتم شروع میشه 

مثلا چون یکی از دوستامو خیلی دوسش  داشتم اما اون خیلی دیر به دیر ازم خبر میگیره واینا برای از بین بردن توقعم مجبورم کمتر برام مهم باشه و کمتر دوسش  داشته باشم...ی جورایی از تو دلم پاکش کنم که فکرش دست از سرم برداره...

چرا واقعا؟  

دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان