من تکرار یک تنهایی ام در چشم هایی که تمام چشم ها را دوست می دارد*

لابد شما هم شهید آوینی را خیلی دوست دارید و زیاد از او خوانده اید و لابد شما هم وقتی به کتاب تکرار یک تنهایی رسیده اید خیال کرده اید خاطراتش تکراری است و دو دل بوده اید برای خریدنش...حالا من نمیدانم چطور شد که دلم خواست برای عکس روی جلد هم شده کتاب را بخرم و فقط خدا می داند چقدر خودم را برای تردید داشتن در خریدنش سرزنش کردم و اصلا مگر کتاب دیگری توانسته بهتر از "تکرار یک تنهایی" حق سید را ادا کند...و خلاصه اینکه من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگو...

بخشی از کتاب

اما چرا آدم های متدین اهل فرهنگ و هنر با مرتضی قهر باشند و جواب سلامش را ندهند.چرا باید حرف های ناروا پشت سرش بگویند؟

حالا بعد از آن "او یک ملت بود" که در مورد زندگی شهید بهشتی و خاطراتی از اطرافیان ایشان است را هم پیشنهاد میکنم .در تهیه ی این سری کتاب ها حتما به برند "به کوشش:محمد علی صمدی" دقت کنید.

بخشی از کتاب

اتفاقا انسانی ترین قوانین در دنیا همین قوانین راهنمایی و رانندگی است که برای حفظ جان من و تو وضع شده و طاغوتی و غیر طاغوتی ندارد.

* سید مرتضی آوینی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان