گفت و گو آیین درویشی نبود / ورنه با تو ماجراها داشتیم





انگار تازه دارم از مستی ِ همدم ِ نو ،خانه ی نو ، شرایط  ِ نو در می آیم...در هوشیاری هم همه چیز خوب است الا این تنهایی که دست بردار نیست...





دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان