خارج از چارچوب

 

 

 

-بین اون دسته آدمایی که چارچوب دارن قرار میگیرم...اما این ویژگی م گمونم منحصر به فرد باشه که وقتی ناراحت یا عصبانی ام اول از همه چارچوبای خودمو میشکونم...درد بزرگیه...هر بی قیدی ام تو شرایط نرمال ی چیزایی رو رعایت میکنه...

-مادری هستم که نه تنها به خودم رحم نمیکنم به اون طفل معصومم رحم نمیکنم و از صبه فقط ی لیوان شیر و ی تیکه کیک شدیدا کاکائویی و ی فنجون نسکافه خوردم...

-نمیفهمم چرا به جای مستقل تر شدن عمیقا مامانی تر شدم...

 

 

 

 

 

۰ نظر

اگر ی روز عاشق شی چی کار کنم؟!!

 

 

 

 

 

 عجیب ترین نوع فراق رو  هم بارداری ثبت کنید...هستی و نمیبینمت و بغلم نیستی...

 

 

 

 

 

 

۰ نظر

وحشی بافقی

 

  

چرا ستمگر من با کسی جفا نکند؟

جفای او همه کس میکِشد چرا نکند!

چه غصه ها که نخوردم ز آشنایی تو

خدا تو را به کسی یا رب آشنا نکند

 

 

 

 

 

۰ نظر

علیرضا بدیع

 

 

 

 

 چندیست پایتخت جهانم اتاق توست...

* البته که کو اتاقی...

 

 

 

  

۰ نظر

فاضل نظری

 

 

 

 با همان چشمی که می زد زخم مرهم می فروخت...

 

 

 

 

 

۰ نظر

در گلو مانده

 

 

 

  

ی عکس بزارید توی اینستاتون از کودکان سوری یا میانمار یا هر جای دیگه ای، بعد بگید اه اه دیدید میگم چهره ی واقعی جنگ چه جوریه؟به هر حال اهل خدایی هست که آیه های جهادو خونده باشه و متواضعانه بره حق ِ هر مظلومی رو هر جای دنیا که باشه بگیره و نگه تخسیر خودتون بود که جنگ راه انداختین مخواستین مسلمون نباشین مثلا

خبر ندارید دنیا ذاتن صلح دوسته و همه ی جنگ های پیامبر(ص) و امام علی (ع)و امام حسین (ع)و ... هم تقصیر خودشون بوده و دیپلماسی غلطشون...ظلم کجا بود؟؟ ظالم کیست؟؟... 

 

 

 

  

 

۰ نظر

نسرین قلندری

 

 

 

 

 

 شاه! به حال خادمان، لطف، نگاه کردن است

 

 

 

 

 

 

 

۰ نظر

خون هرآن غزل که نگفتم به پای توست

 

 

 

 

 حالم از منطقی که لحظه های حساس ِ نیازو نمیفهمه بهم میخوره دگرگون میشه...نیاز اگر شعور داشت که نیاز نبود...احتمالا میشد ی اغنایی ،قناعتی چیزی...

 

 

 

 

 

 

 

۰ نظر

شعب ابی طالب

فکرمیکنم ی موریانه افتاده به جونمو داره ریز ریز احساسمو میخوره،احساسم یعنی احساسم دیگه توضیح بیشتری ندارم،فقط امیدوارم به بسم الله الرحمن الرحیم ضمیرم رحم کنه...

۰ نظر
دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان