فندق

انقدر اتفاق عجیب و غریبی بود و انقدر همه چی ناشناخته که کلمه های گفتنشو بلد نیستم...

هنوز خودشو مچاله میکنه انگار متوجه نشده عالمش عوض شده و دیگه جاش تنگ نیست...:)

۰ نظر

چرا آشفته میخواهی خدایا خاطر ما را ؟

 

 

هنوز دارم به این فکر میکنم که اگر چیکار کنه ی درصد ممکنه بهش بگم از چشمم افتادی...

 

 

 

 

 

۰ نظر

آفریدند تو را مادر عالم باشی

تمام این نه ماه سختیا و خستگیاش داره به این امید میگذره که آخرش سبک میشم و استراحت میکنم...چیزی که البته هیچ تازه مادری بهم وعده شو نداده و هر کی رسیده گفته بخواب که وقتی بیاد نمیزاره بخوابی!

نه فقط به خاطر گریه و وابستگی نوزاد...خواهرم میگه شبا انقدر بهش نگاه میکردم که نمیتونستم بخوابم...از شوق...

من بین اینهمه حس متضاد احساس مرگ میکنم!شما اگر قرار بود نصف وجودتونو بریزید تو ی ظرف دیگه همین حسو نداشتید؟

این بزرگترین تبعیضیه که در خلقت زن و مرد میبینم...مردها هرچند اسم و رسم پدری رو به دوش میکشن اما...کجا دانند حال ما سبکبالان ساحل ها...زن در کدوم نشئه خلقت به این برتری رسیده...شاید اعتبار یک زنه که به این همه زن...آخ...

میخوام بهتون بگم بزرگترین ظلمی که به زن شد این بود که مادر شدنش رو به تعویق انداختن...و البته هیچ برهانی براش ندارم الا همین که برید مادر شید...

دلم برای جزئی ترین جزئیات زندگی م تنگ شده!برای حس ِ خوندن یک شعر برای یک آشنا...برای چکیدن یک قطره اشک روی چادر مشکی م وقتی چشمامو با همه ی شوقش برای دیدن ضریح انداخته بودم پایین...از خجالت...برای لحظه های بوسیدن مادرم قبل از خواب...تا همین سن 25 سالگی!...

۰ نظر

سرویس خواب مامان دوز:)

نهایتا طرح کیت کت لایکو رو خریدم،البته لایکو سرویس خواب آماده هم داشت اما بعید میدونم الیافی که داخل سرویس های آماده استفاه شده پنبه باشه (بین الیاف های موجود پنبه برای نوزاد مناسبه) و اینکه انگار اصلا آستر نداشتن!

زرد هم که رنگ مورد علاقه م بود...هرچند این زردش خیلی ملایم بود...

۰ نظر

البته که صم بکم عمی فهم لایعقلون

 

 

  

اگر صادقانه میخواید راجب ضعف ها و قوت های نظام بدونید

هرشب ساعت 7/30 شبکه 3 بدون توقف

مثلا اینکه چرا مجددا رفراندوم برگزار نمیشه!؟...

 

 

 

 

۰ نظر

چه رنج های بیهوده که تحمیل نکردم به خودم

یهو به خودت میای میبینی تا حالا اثیر حرفای آدمی بودی که تو جوونی ش داره قرص افسردگی میخوره و از کوچیکترین احترامای معمول به مادرش بهره نبرده...واقعا چرا برام مهم بود حرفای این آدم؟

خدااااایی ش گاهی به این فکر کنیم که حرف و نظر کی برامون مهمه!!


تنهاترین آدما اونایی ان که خودشون-همیشه-موهای خودشونو شونه میکنن!


فرق هست بین شوهری که تو جمع به زنش میگه نوشابه نخور داری چاق میشی با شوهری که اجازه نمیده همسرش موهاشو رنگ کنه چون ممکنه ضرر داشته باشه...اصلا سر همین داستانا بود که فهمیدم خلا کتابای باربارا دی آنجلیس کجاست!

۰ نظر

چه کنم با این غم

 

 

 

یکی از بزرگترین مشکلاتم در مواجهه با خونه داری اینه که گاهی احساس بیهودگی میکنم،کاری که طبق عقایدم باید بهش مثل عبادت نگاه کنم!...

اخیرا دوبار خواب دیدم که سه تا شخصیت موثر در زندگیم بهم میگن درستو ادامه بده(پدرومادر و دایی همسر)

همسر هم گاهی به وجدم میاره برای راه اندازی ی مجموعه مثل اوج و یادگرفتن پرزی و موشن گرافی و اینا...

فکر بچم و اینکه چقدر ممکنه وابستگی فیزیکی بهم داشته باشه مستاصلم میکنه برای فکر کردن به هر کاری...وگرنه مدرسه رفتن برام اولویته...

بزرگترین مشکلم اینه که هیچ کاری نمیتونه مستمر درگیرم کنه و فقط چند وقت یک بار میتونم برم سر ی کار و کنتراتی انجامش بدم و تمام...و هر کاری در صورت استمرار کلافم میکنه و حوصله و خلاقیتمو سر میبره...

نمیدونم چرا مثل دونده ای که پشت خط شروع ایستاده مدام منتظر سوت شروع هستم و هیچ سوتی نمیشنوم...کانه خیال میکنم بانگ موت قراره زندگیمو شروع کنه...


ی کلیپو برای چند نفر فرستادم حالا فهمیدم اشتباه کردم انقد سخته برام برم عذرخواهی کنم...چه جوری بقیه انقد راحت توش غور میخورن...


 چند تا برنامه تلویزیونی که ارزش روشن کردن تلویزیونو داره...

جهان آرای یامین پور(ظاهرا آقای عراقچی منت گذاشتن سرمون قبول زحمت کردن امشب بیان جهان آرا سر برنامه ثریا که شرط گذاشته بوده مناظره ای نباشه میام!)

پایش(انقد حسودیم میشه به این جوونای موفق،استاد میفرمودن غبط خوردن نه تنها مستحبه گاهی بر انسان واجب است غبطه بخورد برای رسیدن به مراتب بالاتر)

سختانه(البته فقط ی قسمتشو دیدم ولی کلا چالش های دخانچی برام قابل تحسین و پیگیریه)

ثریا(مردمی تر از اونم مگه داریم...)

طرحی برای فردا (اصلا دیدن چهره حضرتشونم حال دلمو خوب میکنه)

عصرانه

کودک شو (البته سری قبلی ش،الان که بیشتر حاشیه ست)

 

 

۰ نظر

استاد پناهیان

اساساً رنج، لازمۀ انسانیت و انتخاب‌گربودنِ انسان است و الا مثل حیوان می‌شد. در وجود انسان علاقه‌های متضاد و متعارضی وجود دارد که انسان به ‌سمت هر کدامش برود، به‌خاطر از دست‌دادنِ علاقۀ دیگر، رنج می‌کشد.

نمیدونم چرا عشقی رو که بینمون بود و به دو تقسیم میشد به سه تقسیم کردم...و اصلا هم نمیفهمم و درک نمیکنم اینکه میگن عشقو بیشتر میکنه یعنی چی !چون اتفاقا مختصراختلاف نظرمون راجب تربیت نفر سوم برام آزاردهنده ست اما خب دقیقه ای نمیتونم به دنیای قبل از بودنش فکر کنم...

۰ نظر

تنفرم بند نمیاد!

ناخودآگاهم هر روز بهم یادآوری میکنه که چقققققققققد از دختر صفدر بدم میاد و به نظرم این تنفر سهم اصلی ش از انقلابه...

۰ نظر
دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان