همیشه...

 

 

 

  آهسته آهسته سرت را میگذارد روی گیوتین و بعد یک جمله و تمام!

"همه ی آدما میتونن بعضی وقتا خوب باشن"

 

  

 

 

 

حسن آذری

 

 

 

 

 

 

 در جوخه‌های اعدام

پس از شنیدن فرمان "آتش!"

سربازی زودتر از همه شلیک می‌کند

سربازی دیرتر

و دیگر سربازها، در میان این دو

 

قسم به مکث!

به اختلاف زمانی میان دو شلیک

ما همه سربازیم

آن که زودتر ماشه می‌چکاند

جلاد

آن که دیرتر شلیک می‌کند

عاشق

و مابقی ماموریم

گاهی اما یکی اسلحه‌اش را

به سمت دهانی نشانه می‌رود

که فرمان آتش داده است

اوست که تنهاست...

  

 

 

 

 

 

شیخ بحرینی

 

 

 

از سّر عشق بی خبری حال ما مپرس

ما غرقه گشته ایم و تو دریا ندیده ای 

  

 

 

 

 

.

  

  

 

 حاجتی سازد روا هر تاب زلفش ای دریغ

حاجت ما را چرا در پشت گوش انداختی

 

  

 

 

 

 

سیاوش کسرائی

 

 

 

 نشان کشتزار تشنه ای کو 

که بارانم که بارانم سراپا

 

 

 

 

  

 

 

ایرج جنتی عطایی

 

 

 

 

هر چه تبر زدی مرا ، زخم نشد ، جوانه شد...

 

 

 

  

 

دلم برای تو تنگ است،تنگ! بگو چه چاره کنم؟

 

 

 

مثل یک بستر ِ گرم و نرم لا به لای سوز زمستان است...وقتی خسته شده ای !سیر شده ای از قوانین مادی ِ بی رحم ، بعد میروی آنجا همه چیز مجانا!...ماشین هست اما محل اش نمیگذاری و با پای پیاده میروی، تو نمیدوی دنبال روزی، او خودش را با التماس به تو میرساند...زن و مرد همه انسان اند کسی دنبال مسحور کردن نگاه کسی نیست...اگر روزی مجتهد شوم میگویم که حکمش کانه حج است و برخورد زن و مرد محل اشکال نیست، عادت ها همه میروند روی هوا ، از فلان شرایط برای خوابیدن و طهارت و غذا خوردن و  نماز خواندن و زیارت کردن گرفته تا خلق و خو های عجیب و غریب...

البته که هستند بدسلیقه هایی که میانه ی این همه آیه های رحمت بد خلقی میکنند و غر میزنند به فرهنگ های متفاوت آدم ها و راه دراز و ...

  

 

  

دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان