وقتی دلت از عالم و آدم زده باشد

 

 

شاید اصلا ویژگی یک همسر عجوبه همین باشد که اولویت اولش در کاروبار و معاش و تفریح و توسل و هجرت و فرصت مطالعاتی و هدیه و تشکر و هرچه باشد از اینها کربلاست...

 حتی عشق

 

 

۰ نظر

3-صائب تبریزی

 

 

دلم به پاکی دامان غنچه می‌لرزد
که بلبلان همه مستند و باغبان تنها 

 

 

۰ نظر

تمام اهل جهان مرده اند الا تو

 

 

 

 

همین امروز داشتم با خودم میگفتم من به همین حد از حجاب ِخودم راضی ام...من آدم هایی که روسری رنگی نمی پوشند ،انگشتر نمی اندازند،کفش پاشنه دار و صدادار و مدل دار و چه و چه نمی پوشند ،چادرشان را هیچ باد و بهانه ای کنار نمی زند،هیچ خستگی ای چادرشان را از روی سرشان سر نمیدهد روی شانه شان تحسین میکنم اما به همین خود ِ نسبتا محجبه ام راضی ام...داشتم همین ها را میگفتم که باز تو آمدی و دستم را گرفتی...تسبیح یعنی حرکت به سوی حق یعنی هیچ جا متوقف نشدن ، از همه چیز گذر کردن یعنی قناعت نکردن به هر مرحله ای از مراحل کمال روحی و معنوی و گذر کردن و عبور کردن و پشت سر گذاشتن همه ی موانع و فقط او را خواستن...والا کلمه ی سبحان الله را هرچه انسان بگوید اگر با حرکت وجودی توام نباشد هیچ تسبیحی انجام نشده است.آیت الله محمد شجاعی

 

 

 

۰ نظر

حسین منزوی

 

 

در آن گلوله ی آتش گرفته ای که دل است

و باد می بَرَدَش سو به سو چه می بینی؟

 

 

 

 

۰ نظر

رئیس جمهور محترم لطفا بعد از برداشتن ِ حکم ِنجاست ِسگ،تعریف دیوث را هم عوض کنید.سپاس

 

 

 یاغی بودن ویژگی شاخص ِ دوران راهنمایی است و من اول ،دوم راهنمایی بودم ،یک گروه 5-6 نفره بودیم که در یک جشنواره علمی بین مدارس شرکت کردم. خب یکی از قواعد بازی رعایت شئونات بود! یعنی منی که اصلا فرق بین مو و پیشانی را نمیدانستم و حتی نمیدانستم دیده شدن مو خودنمایی و جلب توجه است ،باید حتما مقنعه ام را از قوس سرم که در حال افتادن بودن نجات میدادم و میکشاندمش جلو تا مرز پیشانی و محل رویش مو!...بارها این موضوع به من تذکر داده شد اما من اصلا جدی بودنش را حس نمیکردم و به روی خودم نمی آوردم...تا اینکه یک روز قبل از جشنواره معلم مان  یکی از هم گروه ها و مادرش را برای دادن تذکر نهایی فرستاد دم ِ در خانه مان و جلوی مادر پدرم به من گفت که خانم فلانی گفته حتما یادت باشد مقنعه ات را تنگ کنی برای فردا !

شاید اگر همین اتفاق امروز بیافتد انقدر خجالتم  ندهد اما آن روز بی نهایت از رفتار معلم و مادر ِدوست و دوستم رنجیده شدم و در دلم هزار بار بدوبیراه بهشان گفتم که چرا جلوی مادر و پدرم؟؟...چرا معلم به دوستم و مادرش گفته! این کارش باعث شرمندگی مادرم شد! و چه و چه...

اما حداقل شعور کودکانه ای که داشتم به من میگفت که اگر به تو برخورده! حداقل کار این است که بعد از این اجازه ندهی کسی به تو این تذکر را بدهد و خودت شئونات را رعایت کنی!

غرض اینکه کاری به درست و غلط بودن "یالثارت" ندارم اما حداقل شعور آدمیزاد به او می گوید که وقتی به او برمیخورد باید اجازه تکرار دوباره تذکر را ندهد...والله در اروپا هم که اومانیسم در افکار عمومی اش ریشه دارد اینطور عقده ی جلب توجه ِ جنس موافق و مخالف نیست که در ما هست!

ضمنا آن خانمی که رفته و پشت سینمای ما حرف از فساد اخلاقی میزند(که البته جای تاسف دارد) حالای خودش بیشتر شبیه هرزگی نیست ؟! دُم ِ خروس یا قسم روباه 

 

 

بعدن : وقتی به آدمی که غیرت برایش ارزش است می گویی بی غیرت به او بر میخورد.وقتی به یک همجنس بازی که دنبال حقوقش هم هست میگویی همجنس باز به او بر نمیخورد...اگر بازیگران ناراحت شده اند از شنیدن کلمه ی بی غیرت یعنی فرهنگشان توفیری با فرهنگ ِدینی عموم مردم ندارد...من حق میدهم ناراحت باشند چون لمس کرده ام اما همه ی اینها مکافات شهرت است و خودکرده را تدبیر نیست.قطعا اگر اینهمه الگو نشده بودند و وضع جامعه به این وقاحت نمیرسد کمتر زیر ذره بین بودند.

چرا کسی فکر نمیکند ممکن است آن پسر بچه ای که ستایش را هلاک کرد جذابیت جنسی همین جشن حافظ (ای بیچاره حافظ ) و امثالش برای او مقدمه چینی کرده اند.علت و معلول مستقیم و غیر مستقیم را که به لطف سطحی ترین اطلاعات فلسفی بلدید !؟

 

 

۰ نظر

من خسته گرد عالم،درمان ز کس ندیدم

 

   

خسته ترین آدم ها آنهایی اند که کاری نمیکنند و خسته اند...من نگاه میکنم به آدمهایی که از شنیدن و دیدن ِتوسعه و پیشرفت و رفاه ینگه ی دنیا آب دهانشان راه می افتد اما حاضر نیستند برای پیشرفت و توسعه و رفاه کشور خودشان جنس داخلی بخرند...کاری نمیکنم و خسته ام...

ذلیل ترین مردم را آنانی دیدم که آباد کردن روستایشان را رها کردند و رفتند شهر ، کشور جنگ زده شان را رها کردند و مهاجر کشورهای امن شدند و مردمی که ساختن کشور خودشان را رها کردند و مقیم کشورهای پیش ساخته شدند. باهاشان مهربان باشید و هل یرحم الذلیل الا العزیز...نگاه کنید به رفتار خودمان با افغان ها...

  

 

 

۰ نظر

جز به فنا نمیرسی اگر که همره منی

 

 

 

 

بعضی وقت ها تصمیمات هیجان انگیزی میگیرم که میتواند در زندگی ام تا چند نسل یک تحول اساسی ایجاد کند...اما وقتی یاد این می افتم که باید به آدم های زیادی بگویم چرا این تصمیم را گرفته ام پشیمان میشوم...به پنهانی بودنش هم که فکر میکنم نشدنی ست...اما با سراغی که از خودم دارم بالاخره یک روز این کار را میکنم...

 

 

 

 

۰ نظر

عقیل پورجمالی

  

 

 

 یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم

  

  

 

 

 

۰ نظر

محمدحسین ملکیان

 

 

 

گفتند با زبان خوش از شهر ما برو

ساک سفر که بست مسافر زیاد شد

 

 

 

 

۰ نظر

4-سجاد سامانی

 

 

 

 

پرواز با رقیب اگر فرصتی گذاشت 

روزی به آشیانه ی من هم سری بزن

 

 

 

 

 

۰ نظر
دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان