پانته آ صفایی




شنیده ام که به جنگل قدم گذاشته ای

پلنگ وحشی من! خوش به حال آهوها...





2-غلامرضا طریقی




با یاد شانه های تو سر آفریده است

ایزد چقدر شانه به سر آفریده است





سعیدبیابانکی




تو از مساحت پیراهنم بزرگ تری
ببین نیامده سر رفته ای از آغوشم


شبیه بار امانت که بار سنگینی است 
سر تو بار گرانی است مانده بر دوشم ...





سیده کبری موسوی





از من مخواه آینه باشم که در دلم

یک چهره مانده و ... مگر از یاد می رود






غلامرضا طریقی




بعد از تو خاطراتت ماندند تا بدانم
گیرم به شکل کابوس رویا ادامه دارد

صدها جمال هر روز چین میخورند اما
تا جذبه ی جنون هست لیلا ادامه دارد





لیلا کردبچه



کافیست ترا به نام بخوانم

 

تا ببینی لکنت عاشقانه ترینِ لهجه هاست

 

و چگونه لرزش لب های من

 

دنیا را به حاشیه می برد




 

رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران!




دلم بند میکند به "همه"

همه ی گلها

همه ی ابرها

همه ی عطرها

همه ی آدمها

همه ی قلب کسی

برای همین اسمش را در کانتکت های گوشی گذاشته بودم همه...که یعنی تو برای من همه ای!...که مثلا جمع کنم خیالم را...نمی شد...او همه نبود، برای "همه" بود...کمی برای من...




*هرچه شدم با همه وجود شدم...


تکرار یک تنهایی-علی صمدی








با نظر سرد و بی اعتنا به رنگ های تعلق می نگریست و به این جهت آرام و با وقار بود...








2-مهدی نژاد هاشمی





بازیچه ی احساس بودن درد سختی ست

فرسودگی با مرگ آنی فرق دارد




مهدی نژاد هاشمی





تا آنطرف تر می نشینی دور از من

حال و هوای میهمانی فرق دارد




دل است
می گیرد
گیر می کند
خالی می شود
پر می شود
چرک می شود
آشوب می شود
سنگ می شود
هزار جور بند و بساط و
عوارض و حوادث و
امراض مترتبش می شود
...
از اینهمه
باز هم پناه بر خدا
از وقت هایی که
تنگ می شود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان